اختلال خواندن و نوشتن در کودکان

اختلال خواندن و نوشتن در کودکان

امروزه بعضی دانش آموزان در سال های ابتدایی با اختلال خواندن و نوشتن در کودکان (یعنی مشكل در شناسايي روان و دقيق كلمات، رمزگشايي ضعيف و توانايي ضعيف هجي كردن) به عبارت دیگر مشکل در عمل فیزیکی نوشتن و هم کیفیت بیان نوشتاری همراه هستند.

پژوهش حاضر با هدف بررسی اختلال های خواندن و نوشتن در کودکان ارائه گردید. این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی بوده که با روش مطالعات کتابخانه تهیه گردیده است. ابزارهای گرداوری اطلاعات در این پژوهش مقالات علمی پژوهشی، کتب روانشناسی و پایگاه های اینترنتی مرجع مثل سیلیویکا، ایرانداک بود.

با توجه به مطالعه انجام شده می توان گفت: اختلال در خواندن با دشواری‎هایی در زمینه‌ی بازشناسی و بازیابی صحیح و روان واژگان، عدم توانایی هجی کردن به گونه‌ی درست و همچنین مشکل در رمزگشایی کلمات همراه است. همچنین اختلال نوشتن شامل مؤلفه هايي از جمله املا و هجي كردن، دستخط و انشا است  که شايع ترين مؤلفه اختلال بيان نوشتارى، نارسايى در هجی کردن یا املا است.

بنابراین  بخش عمده ای از دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری نوشتن و خواندن  از نظر تحصیلی عقب تر از هم سن و سال های خود می باشند و معمولا افت تحصیلی در این دانش آموزان مشهود می باشد . از این رو با شناخت درست و دقیق از اختلال یادگیری نوشتن  و خواندن می توان با یک سری اقدام های مناسب و به موقع از بروز مشکلات تحصیلی در این دانش آموزان جلوگیری نمود .

 

اختلال خواندن و نوشتن در کودکان

مقدمه

اختلال در خواندن یا نارساخوانی تحت عنوان مشکل یادگيری خاص که مبنای عصب روان شناختی دارد، تعریف شده است. این مشکل با دشواری‎هایی در زمینه‌ی بازشناسی و بازیابی صحیح و روان واژگان، عدم توانایی هجی کردن به گونه‌ی درست و همچنین مشکل در رمزگشایی کلمات بیان شده است. این دشواری‌ها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با سایر توانمندی‌های شناختی می‌شود و از رشد درست و به جای دانش واژگان جلوگیری می‌کند(انجمن بين الملی نارساخوانی،2008).

رودریک و رود (2008) نارساخوانی را به عنوان اختلالی در کودکان، که علی‌رغم برخورداری از آموزش‌های متناسب با سطح هوشی شان، در زمينه مهارت‌های زبانی مانند، خواندن، نوشتن و هجی کردن ناموفق هستند، تعریف می‌کنند. همچنين افراد نارساخوان به دليل اختلال خواندن در اغلب دروس خود با مشكل مواجه می‌شوند

نارساخوانی نوعی اختلال یادگيری زبان است که منجر به نقایصی در زبان نوشتاری(خواندن و هجی کردن)می‌شود. در حقيقت وضعيتی است که در آن خواندن و هجی کردن درست کلمات برای فرد مشكل است، این اختلال پایه ذاتی با اشكال در رمزگشایی تک کلمه مشـخص می‌گردد و به طور معمول نشان دهنده توانایی ناکافی در پردازش واجی است.

از سوی دیگر نوشتن برای بسیاری از افراد به ویژه دانش آموزان مبتلا به اختلالهای یادگیری ، فرآیند چالش انگیزی است؛ حتی نویسندگان ماهر هم گاهی در طرح ریزی ، ویرایش و ارزیابی نوشته های خود ، دچار مشکل می شوند؛ لذا جای تعجب نیست که بسیاری از دانش آموزان ، در فرآیند نوشتن با مشکل مواجه می شوند ؛

برای مثال پژوهش های اخیر نشان داده اند که از هر پنج دانش آموز ابتدایی فقط یک نفر ، دانش و مهارتهای نوشتن را به دست می آورد .  دانش آموزان زیادی وجود دارند که در درس دیکته دچار مشکل هستند و به نسبت تعداد غلط هایی که مرتکب می شوند مورد شماتت قرار می گیرند . واقعیت این است که انواع اشتباه هایی که دانش آموزان مرتکب می شوند از یک نوع و سنخ نیستند تا بتوان با اتخاذ یک روش ، همه ی آنها را ازبین ببرد و به پیشرفت آنها اطمینان یافت . برای دستیابی به یک راه حل ساده وامیدوار کننده ، بهتر است بعد از حصول اطمینان از عادی بودن هوش دانش آموز ، اشتباه های متعدد دیکته های وی را مورد بررسی قرار قرار دهیم و نوع اشتباه های آنها را مشخص کنیم و پس از آن در صورت توان شروع به درمان آنها کنیم .

بنابر این با توجه به شیوع اختلال خواندن و نوشتن در دانش آموزان ابتدایی پژوهش حاضر با هدف بررسی اختلال های خواندن و نوشتن در کودکان انجام می گیرد.

 

اختلال يادگيری چیست؟

اختلال دیسلکسیا در کودکان

طبق تعریف انجمن روانشناسی آمریکا اختلال یادگیری یا ناتوانی یادگیری عبارت است از ناتوانی در یک یا بیش از  یک فرایند روان‌شناختی پایه که در فرآیند درک یا کاربرد زبان شفاهی یا نوشتاری نقش دارد و موجب بروز نقص در توانایی افراد در گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن و هجی کردن یا محاسبات ریاضی می‌گردد.

این تعریف کودکانی که مشکلات یادگیری آن‌ها ناشی از ناتوانی ‌های حرکتی، بینایی یا شنوایی، عقب‌ماندگی ذهنی، آشفتگی‌های هیجانی، فقر محیطی، فرهنگ یا اقتصادی است را در برنمی‌گیرد. ناتوانی یادگیری شرایطی چون معلولیت های ادراکی، آسیب مغزی، ناتوانی جزئی در کارکرد مغز، نارساخوانی و زبان پریشی را شامل می‌شود

هرساله تعداد زیادی از دانش آموزان به دلیل اختلال‌های یادگیری در فراگیری مطالب درسی دچار مشکل می‌شوند. این دسته از دانش آموزان معمولاً از هوش متوسط یا بالاتری برخوردارند، ولی در شرایط تقریباً یکسان آموزشی نسبت به دانش آموزان دیگر عملکرد تحصیلی ضعیف‌تری نشان می‌دهند و علی‌رغم قرار داشتن در محیط آموزشی مناسب و نیز فقدان ضایعات بیولوژیک بارز و عدم مشکلات اجتماعی و روانی حاد با داشتن هوش متوسط قادر به یادگیری  در زمینه‌های خاصی نمی‌باشند.

از نظر آموزشی کودکانی دارای نارسایی های یادگیری هستند که تفاوت فاحشی بین توانایی هوشی القوه ی آنها و عملکردشان در ارتباط با فرایند یادگیری، وجود داشته باشد. وجود این تفاوت ممکن است همراه با اشکال مشخص شده ای در سیستم اعصاب مرکزی باشد، اما باید به خاطر داشت که این تفاوت ناشی از عقب ماندگی ذهنی، محرومیت های فرهنگی و آموزشی، اشکالات شدید هیجانی یا نقص در حواس مختلف نیست.

در یکی از تعاریف رسمی درباره ی اینگونه کودکان که توسط مشاورین وزارت آموزش و پرورش آمریکا در امر کودکان استثنایی در سال 1968 ارائه شده است، کودکان با نارسایی های ویژه یادگیری آن دسته از کودکان دانسته شده اند که «در یک یا تعدادی از فرایندهای اساسی یادگیری: فهم مطالب، کاربرد زبان گفتاری یا نوشتاری دچار مشکل اند.

 

علائم اختلال یادگیری در کودکان

اختلال نوشتن در کودکان

این اشکالات ممکن است در کودکان به صورت های گوناگون مانند: دشواری در گوش دادن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن، حساب کردن ظاهر شود. این تعریف شامل کودکان با صدمه مغزی، آسیب مغزی، نارساخوانی، آفازی و … می شود؛ اما آن دسته از کودکانی را که اشکال اساسی یادگیری آنان در نتیجه ی نقص بینایی، شنوایی، حرکتی، عقب ماندگی ذهنی، اشکالات هیجانی یا محرومیت های محیطی است، در بر نمی گیرد.».

از تعاریف مختلفی که متخصصین در زمینه ی کودکان با نارسایی های یادگیری ارائه داده اند می توان ویژگی هایی به خلاصه زیر برای آنان برشمرد:

  1. این کودکان دارای بهره ی هوشی تقریبا (متوسط) یا بالاتر هستند.
  2. این کودکان از نظر حواس مختلف (بینایی، شنوایی و …) سالم هستند.
  3. این کودکان از امکانات محیطی و آموزشی نسبتا مناسبی برخوردار هستند.
  4. این کودکان دارای نابهنجاری های شدید رفتاری نیستند.
  5. پیشرفت آموزشی این کودکان به طور قابل ملاحظه ای کمتر از بهره ی هوشی، سن و امکانات آموزشی که از آن برخوردارند، است.

ناتوانی  یادگیری  که از سوی متخصصان پزشکی و سلامت روانی به منزله  ناتوانی عصب_زیست شناختی در پردازش شناختی یا یادگیری شناخته شده، محصول کنش وری مغزی نامشخص است. در اثر این نارساکنش وری مغزی روش پردازش و کسب اطلاعات در افراد دارای  ناتوانی  های یادگیری  با آنچه در وضعیت بهنجار از یک کودک یا بزرگسال انتظار می رود متفاوت است. یک  ناتوانی  یادگیری  می تواند در قلمروهای تحصیلی متعدد از جمله در رمزگشایی واژه یا شناسایی آن، درک خواندن، عملیات حساب، استدلال ریاضی، هجی کردن و یا بیان نوشتاری نمایان شود. ناتوانی یادگیری با کنش وری در قلمرو زبان گفتاری نیز همخوانی دارد.

در حال حاضر میزان شیوع اختلالات یادگیری بین 1 تا 30 درصد جمعیت مدرسه برآورد شده است و در شمار یکی از پر شیوع ترین اختلالات شناخته‌شده قرار دارد

 

دلایل بروز اختلال یادگیری در کودکان

علی رغم گذشت نیم‌قرن از پژوهش‌های مختلف درباره اختلال‌های یادگیری  هنوز علل این ناتوانی تا اندازه‌ای ناشناخته مانده است، حتی در بعضی موارد تلاش‌های پژوهشی برای یافتن بنیادهای سبب‌شناختی این  ناتوانی به نتایج متفاوت و گاهی ناهمخوان نیز منجر شده است. ازجمله عواملی که در پژوهش‌های مختلف موردتوجه قرارگرفته است، می‌توان به علل فیزیولوژیک (نظیر آسیب‌ها و صدمات مغزی)، عوامل بیوشیمیایی (مثل کم کاری تیروئید)، عوامل محیطی (مثل تغذیه و بهداشت)، عوامل ژنتیکی و عوامل پیش، هنگام و بعد از تولد اشاره کرد.

در بروز اختلالات یادگیری عوامل مختلف آموزشی، محیطی، روان‌شناختی و حتی ژنتیکی دخیل‌اند و شامل نقایص نورولوژیک (عصب‌شناختی)، تحصیلی، اجتماعی، عاطفی و سازشی می‌شوند. نقایص نورولوژیک شامل مشکلاتی در ادراک دیداری و لامسه، هماهنگی روانی حرکتی، توجهات دیداری و لامسه، حافظه غیرکلامی، استدلال، کارکردهای اجرایی و مشکلات ویژه‌ای در جنبه‌هایی از زبان و گفتار است. نقایص تحصیلی شامل مشکلاتی درزمینه های نقص در محاسبات و استدلال ریاضی، درک و فهم خواندن بعضی از مطالب و جنبه هایی از زبان نوشتاری و دست خط است؛ و نقایص اجتماعی شامل مشکلاتی در ادراک اجتماعی و تعاملات اجتماعی است.

 

اختلال خواندن(نارساخوانی) در کودکان

اختلال خواندن در کودکان

تعریف و اهمیت مهارت خواندن در کودکان

مهارت خواندن یکی از مهمترین نیازهای یادگیری دانش آموزان در زندگی امروز است. توانایی درک مطلب و تفسیر و استنتاج از متون درسی و غیر درسی، دانش آموزان را با افکار و اطلاعات جدید آشنا میکند تا راه “بهتر اندیشیدن”  و ” بهتر زیستن”  را بیاموزند.

به عبارت دیگر، “سواد خواندن” به معنای علمی و جامع آن، وسیله ای است که از طریق آن می توان به ذخایر بی انتهای تجربه بشری دست یافت. در حقیقت یادگیری مهارت خواندن، کلید یادگیری همه یادگیری هاست، زیرا بیشتر یادگیری های درسی از آن طریق صورت میگیرد. برای یادگیری دروس دیگر مانند:ریاضی، تاریخ و جغرافیا نیز باید به مهارت درک مطلب و توانایی خواندن مسلط بود. فرایند خواندن به شبکه عصبی پیچیده و سالمی نیاز دارد که بسیاري از سلول هاي عصبی، مراکز بینایی، زبان و اختلال ، حافظه را به هم مرتبط می سازد.

 

اختلال خواندن چیست؟

اختلال خواندن (Dyslexia) یا نارساخوانی را نوعی اختلال در اشتباه کردن کلمات مشابه، حدس زدن کلمات با در نظر گرفتن حروف ابتدا و انتهای کلمات، وارونه خوانی کلمات و دشواری در شناسایی جزء از کل تعریف نموده اند.

گزارش های اولیه از نارساخوانی عمیق آن را به عنوان یک مجموعه علائم توصیف شده با اشتباهات معنایی در خواندن، همراه با اشتباهات مشتق شده و بصری، جایگزینی کلمات تابع، و مشکل یا حتی عدم امکان خواندن بود. هرگونه اختلال در این حوزه ها باعث مشکلاتی در خواندن می شود. در دانش آموزان با اختلال یادگیري، مشکلات خواندن بیش از مشکلات در حوزه هاي نوشتن و ریاضی است.

اختلال در خواندن اختلالي نورولوژيكي است كه بر توانايي مغز در دريافت، پردازش و نگهداري و پاسخ به اطلاعات تأثير مي گذارد و اصطلاحي است كه براي توصيف آن دسته از دانش آموزان به كار مي رود كه پيشرفت آنها در خواندن به نحو چشمگيري پايين تر از ميزان هوش طبيعي آنهاست. اختلال در خواندن  یا نارساخواني منشأ عصب زيست شناختي دارد.

 

شیوع اختلال خواندن در کودکان

اختلال در خواندن شایع ترین اختلال یادگیری اختصاصی است به طوری که شیوع آن در جمعیت عمومی بین 5 تا 15 درصد گزارش شده است. ولوتینو، فلتچر، اسنولینگ و اسکنلون(2004) نیز بیان می کنند این اختلال 10 تا 15 درصد از کودکان سن مدرسه را درگیر می کند و میزان شیوع آن در جمعیت دانش آموزی ایران 4 تا 12 درصد گزارش شده است. مطالعات نشان می دهد حدود 80 درصد کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری، در زمینه خواندن نارسایی دارند.

 

ویژگی هاي کودکان با اختلال خواندن

کودکان با اختلال یادگیري، تمایل به خواندن ندارند. قادر نیستند براي خود یک دایره بینایی از لغات ایجاد کنند، دامنه توجه آنها کوتاه است، در تمرکز مشکل دارند، معمولا در مدرسه افت تحصیلی دارند، احساس ناامیدي، بی لیاقتی و کم جراتی می کنند، در خواندن شفاهی و کلامی تردید می کنند وگاهی دچار لکنت می شوند.

به جاي این که چشم هایشان را هنگام خواندن حرکت دهند، سرشان را تکان می دهند ، کلمه به کلمه می خوانند، به زحمت و با صداي کشیده و لحن یکنواخت می خوانند، به نقطه گذاري توجه ندارند و از توجه به معنی لغت غافلند ، واژه ها را غیرمرتبط با محتوي و غیرمرتبط با عناصر آوایی حدس می زنند، کلماتی را که تازه خوانده اند جابه جا یا تکرار می کنند ، حافظه دیداري و شنیداري ضعیف ی دارند، فاقد تمیز و تشخیص کافی شنیداري هستند، محیط خانوادگی براي موفقیت در مدرسه به آنان فشار می آورد و یا این که نگرش منفی افراطی به عملکرد مدرسه دارند ، رشد اجتماعی کافی ندارند و در مدرسه سازگاري شخصی مناسبی بروز نمی دهند.

کودکان نارساخوانی در هنگام خواندن مرتکب اشتباهات متعددی می شوند. این اشتباهات با حذف، افزودن یا وارونه نمودن کلمات مشخص می شود. این کودکان در تفکیک بین حروف از نظر شکل و اندازه دچار مشکل هستند، به خصوص حروفی که فقط از نظر جهت یابی و طول خطوط با هم تفاوت دارند. سرعت خواندن آن ها پایین و غالبا  با حداقل درک همراه است . اکثر کودکان نارساخوان توانایی رونویسی از متن چاپی را دارند، اما تقریبا همه آن ها در هجی کردن ضعیف هستند. این کودکان ممکن است از وسط یا آخر کلمه شروع به خواندن کنند.

 

انواع اختلال خواندن در کودکان

بر اساس قانون آموزش افراد با ناتوانی ها، مشکلات خواندن در کودکان با اختلال یادگیري بر سه نوع است:

1-مشکلات خواندن پایه که شامل دشواري در درك روابط بین صداها، حروف و کلمات می شود.

2- مشکلات روانی خواندن  که شامل خواندن با سرعت مناسب، دقیق خواندن و طرز بیان درست می شود.

3-مشکلات درك خواندن که نوعی ناتوانی در فهم معنی کلمات و عبارات است.

 

به طور کلی، مشکلات خواندن در کودکان با اختلال هاي یادگیري بر انواع زیر است:

1-اختلال خواندن ناشی از تحولات واج شناختی: کودك با این نوع اختلال، در خواندن کلمات بی معنا مشکل دارد، حروف آغازین یا میانی کلمات را تغییر می دهد.

2-اختلال خواندن ناشی از سطوح تحول: کودك با این نوع اختلال، در خواندن کلمات بی قاعده مشکل دارد.

 

اختلال نوشتن در کودکان

اختلال نوشتن یا دیسگرافیا در کودکان

اهمیت مهارت نوشتن در کودکان

نوشتن ، آخرین و دشوارترین مهارت زبانی است که برای دست یابی به آن، فرد باید علاوه بر داشتن مهارت کافی در شنیدن و سخن گفتن، توانایی درك رابطه میان آواها و تصاویر گرافیکی، حافظه کوتاه و بلند مدت برای نگهداری اشکال حروف و اتصالات، توانایی های حرکتی لازم برای دست نویسی، درك رابطة ماهیچه های حرکتی و بینایی و وجود هماهنگی میان آنها درنوشتن، توانایی درك معنا از نوشته و بسیاری از مهارت های دیگر را داشته باشد.

امروزه، اهميت نوشتن به عنوان راه تبـادل اطلاعـات، بيان افكار، احساسات و ارتباطـات، نسـبت بـه گذشـته، بسيار مشهودتر است. با توجه به دستاوردهاي وسيع علم و فناوري درزمينه هاي مختلف، توجه به ثبت و گسترش اين دستاوردها، به طور مستقيم، به چگونه نوشتن، مربوط مي‌شود؛ بنابراين، آشنايي و مهارت داشتن در اين زمينـه، باعث پيشرفت فـردي و اجتماعي و درنتيجـه، توسعه فرهنگي جامعه خواهدشد.

خواندن و نوشتن در دنیای امروز یک نیاز حیاتی است و فردی که در این دو مهارت اساسی مشکل داشته باشد، در وضع نامطلوبی قرار می‌گیرد. کودکانی که اختلال درخواندن دارند احتمالا در نوشتن و املا نیز مشکل دارند.

مهارت نوشتن، مرور ذهنی را تقویت می کند و در دسته بندی اطلاعات و اولویت بندی آنها به ذهن کمک می کند. در بیست سال اخیر، علاوه بر معلمان  زبان، پیروان روانشناسی شناختی و تربیتی حتی بیش از قرون 18 و 19 یعنی زمانی که آموزش دیکته اولین گام برای یادگیری خواندن فرض می شد، علاوه بر یادگیری و پژوهش های مرتبط، بر دیکته تأکید می کنند.

اختلال نوشتن در کودکان

اختلال نوشتن چیست؟

اختلال نوشتن(Dysgraphia) در مورد کودکانی به کار می رود که با وجود هوش طبیعی، بسیار بد می نویسند.

عمل نوشتن به دلیل انتزاعی بودن آن، برای کودکان فعالیتی دشوار است. برخی از کودکان از مهارت های کافی در نوشتن برخوردار نیستند؛ زیرا مهارت های پیش نیاز نوشتن با دست را نیاموخته اند. برخی از محققان عقیده دارند که بد نویسی معمولا به دلیل عدم هماهنگی حرکتی آنان است، اما به هر حال نوشتن باید به عنوان یک عمل پیچیده که شامل رشد ذهنی و مهارت های حرکتی و بینایی است در نطر گرفت.

در نوشتن هماهنگی بین صوت و حرف ضرورریست که در این هماهنگی بین واج ها و نوشته ها مهارتی است که در کودکان درای اختلال یادگیری خوب رشد نمی کند.

دیسگرافیا در کودکان

انواع اختلال نوشتن در کودکان

اختلال نوشتن شامل مؤلفه هايي از جمله املا و هجي كردن، دستخط و انشا است. شايع ترين مؤلفه اختلال بيان نوشتارى، نارسايى در هجی کردن یا املا است.

آمار وارقام نشان مي‌دهدكه 27 درصد از كل ناتواني هاي يادگيري را ناتواني يادگيري املا تشكيل مي‌دهد و در ايران، شيوع اختلال املا در پايه سوم ابتدايي بين 6 تا 7 درصد گزارش گرديده است. شايع ترين علايم باليني آنان شامل اشتباهات هجي كردن، اشتباهات دستوري، اشتباهات نقطه گذاري، ضعف در ساختن پاراگراف هاو دستخط بد است. در بحث سبب شناسي ناتواني يادگيري املا عوامل مختلفي از جمله: نارسايي توجه و حافظه فعال، مشكلات واج شناختي و زباني، اشكال در حافظه ديداري، شنيداري و حركتي، ونقص دركنش هاي اجرايي و عصب روانشناختي ناحيه پيشاني، مطرح مي‌شود.

از میان انواع اختلال های یادگیری دیکته از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که در کنار سایر مهارت های پایه ای نوعی مهارت کاملا ضروری و اساسی است و اختلال در آن به صورت های مختلفی می تواند فرد را با مشکل مواجه کند و او را در معرض شکست تحصیلی و عواقب منفی آن قرار دهد.

شايع ترين مؤلفه اختلال بيان نوشتارى، نارسايى در هجى کردن(املا) است.

مشكلات هجى كردن ممكن است بيانگر مشكلات بنيادي در پردازش آواشناختى باشد، به ويژه در مواردى كه كودك نتواند واحدهاى آوايى تشكيل دهنده يک كلمه را شناسايى كند. اين كودك، به احتمال زياد نخواهد توانست حروف را به دقت تركيب كند و كلمه بسازد.

هجي كردن، مرتب كردن حروف براي شكل گيري كلمه است. هجي كردن در نوشتن و انجام فعاليت هاي كلاسي نقش مهمي دارد. آگاهي نسبت به آواها بر هجي كردن درست تأثير دارد. ولي بايد توجه داشت كه بسياري از حروف در كلمه هاي مختلف با صداهاي متفاوتي تلفظ مي شوند، بنابراين در آموزش هجي كردن نبايد تنها به آواشناسي تكيه كرد.

 

نتیجه گیری

ناتوانی خواندن یا نارساخوانی در مقایسه با سایر ناتوانی‌های یادگیری درصد بالایی را به خود اختصاص داده است. اختلال خواندن با پیشرفت تحصیلی و فعالیت‌های روزمره نیازمند مهارت خواندن، ارتباط معناداری دارد و با عنایت به این که خواندن، به عنوان بنیادی ترین حوزه یادگیری، از مهم ترین راه ‌های کسب علم و دانش بالاخص در دوره‌ی  ابتدایی می‌باشد. با توجه به این یافته‌ها، به علت درصد بالای دانش‌آموزان دارای اختلال خواندن در بین مدارس کشور و عواقب و تاثیرات منفی آن در جنبه‌های مختلف زندگی، می‌بایست در مورد عوامل موثر بر خواندن و روش‌های بهبود آن و همچنین راه‌های تشخیص و مداخله در امر نارساخوانی؛ اهتمام مجدانه ورزید.

همچنین دانش آموزان با اختلال یادگیری نوشتن دارای مشکلات و نا توانایی هایی در زمینه ی نوشتن املاء و دستخط و … هستند ولی نکته ای که باید به آن توجه نمود این است که اختلال یادگیری نوشتن در هر دانش آموز منحصر به فرد است و سطوح مختلفی از مشکلات را در بر می گیرد ، لذا باید معلمان و والدین درباره ی دانش آموزانی که اختلال نوشتن دارند اطلاعات دقیق و صحیحی به دست آورند تا بتوانند برای آموزش آنها از روشهای متفاوت یادگیری از طریق بینایی ، کلامی و حرکتی استفاده کنند و سعی کنند توانایی ها وضعف های دانش آموزان را به درستی بشناسند  و با توجه به این که این دانش آموزان در زمینه ای توانمند و در زمینه ای دارای مشکل هستند ، در آموزش آنها نیازمند است از روشهای علمی خاص و منحصر به فردی استفاده شود تا آنها بتوانند به درجه ی مناسبی از رشد و تکامل پیشرفت تحصیلی برسند .

بنابراین با توجه به اینکه فرزند مبتلا به اختلال خواندن و نوشتن با فرزندان عادی در یک مدرسه درس میخوانند پیشنهاد می‌گردد در برنامه آموزشی آنها ویژگی‌های فردی لحاظ گردد و بیشتر تحت آموزش‌های رفتاری و مشاوره قرار گیرند.

شماره تماس دکتر مهناز گرجی زاده: 09166097578

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.